خرید بک لینک

از دل سنگ و خاک برخاسته و سر برآورده، از هیچ، از قدری خاک و آب سرشته شده، قد کشیده و عاشق شده، عاشق نور، تمام دلخوشی اش آفتاب است.

همه گلها عاشقند اما آفتابگردان عاشق ترین است.

وقتی باغبان بذرش را می کاشت مطمئن بود که او خورشید را پیدا می کند، رو به نور می چرخد و با تیرگی و سیاهی و خاک نسبتی ندارد و هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد.

شب که خورشید پنهان از نظر است، این همه خورشید یخی پشت کوههای بلند، پشت ابرهای سیاه، به کارش نمی آیند، پریشان حال است آفتابگردان و نگاهش رو به غروب جا مانده، آنجا که آخرین آثار طلائی خورشید پا برجاست.

گل آفتابگردان، حتی اگر به جایگاه والای ماه هم نرسیده باشد، بی هیچ تابشی، افتخارش نگاه مستقیم به توست.

ای حضرت خورشید

برچسب: نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:30

صفحه بندی