هیئت مصباح الهدی - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 10:08
هر ساله با فرا رسیدن ایام عزاداری سید وسالار شهیدان، حضرت اباعبدلله الحسین(علیه السلام) مجالس عزاداری و سوگواری آغاز میشود.خیمه ها برپا میشوند و هیئات مذهبی، کار خود را با شور و حزن حسینی شروع می نمایند.یکی از این هیئت ها؛ هیئت مصباح الهدی است که واقع در خیابان یخچال، کوچه کی نژاد میباشد.با وارد شدن...
درخت - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:30
دخترک در حالی که کتابی در دست داشت و پشت پنجره نشسته بود، چشمش به درخت جلوی پنجره افتاد. نگاهی به کتاب کرد و نگاهی به درخت؛ سپس گفت: ای درخت زیبا! تو را به اندازه تمام کتاب های دنیا دوست دارم.
لبخند - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:30
مولای من! می دانم که مدتهاست لبهای مبارکت لبخند را به خود ندیده اند؛ حق داری آقا جان! در این دوران پر از ظلم و خفقان، در شرایطی که بسیاری از مردم برای رسیدن به وضعیت مطلوب، حتی از دین خود نیز می گدرند، حق داری که لبخندی بر لب نیاوری. می دانم دلتان پر درد است و پر غصه، ولی آقای من! ما بعد از خدا امید...
بازدید از موزه آستان قدس رضوی - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:30
در تاریخ چهارم فروردین 1394 همراه با فرزندم از مجموعه موزه آستان قدس رضوی بازدید کردیم. در این بازدید از مجموعه های مختلف موزه دیدن نمودیم. آستان قدس رضوی یکی از بزرگترین مجموعه های موزه ایی در ایران است که اشیاء تاریخی موجود در آن نشان دهنده انواع هنرها و صنایع دستی در طی ده قرن می باشد. آثار تاریخ...
دلنوشته نمادین - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:30
از دل سنگ و خاک برخاسته و سر برآورده، از هیچ، از قدری خاک و آب سرشته شده، قد کشیده و عاشق شده، عاشق نور، تمام دلخوشی اش آفتاب است. همه گلها عاشقند اما آفتابگردان عاشق ترین است. وقتی باغبان بذرش را می کاشت مطمئن بود که او خورشید را پیدا می کند، رو به نور می چرخد و با تیرگی و سیاهی و خاک نسبتی ندارد و...
داستان - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:29
دخترکم چشمانت را ببند و با آرامش بخواب. صفحه اول کتاب را باز کردم: پینه دوز مهربون مریض شد و پول نداشت؛ بنده خدا داشت میمرد... نه دخترم اشتباه شد، یه داستان دیگه: قورباغه بیچاره، هول شد و سُر خورده بود........افتاده با سَر تو چاه، خیلی سریع مرده بود نه!!! صفحه بعد: لغزیده پای مورچه، یه شیرجه زد توی ...
شفای مادر - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:29
زمستان 88 بود، هوا سرد بود و برای گرم شدن نیاز به پوشش بیشتر بود، اما هر چه لباسها را بیشتر می کردم، فقط جسمم از سرما رها می شد و با دیدن بدن مادرم به روی تخت، وجودم همچنان سر و یخ بود. یک ماهی بود که از وجود توده بزرگی در قسمت مثانه با خبر شده بودیم که دیگر روده و رحم را نیز به شدت درگیر کرده بود. ...
آقای من! - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:29
آقای من! دلم چون آسمانی ابری و طوفانی گرفته و پرتلاطم است.گرفته است؛ چون حضورت را با ظهورت یکی میدانم که اگر چنین نبود، در محفل گناه حاضر نمیشدم چرا که میدانستم در همه جا حضور داری و گناهانم، ظهورت را به تأخیر می اندازد.افسوس! صد افسوس که غیبتت را با غیبت و گناه، طولانی تر کردم.شرمنده ام که در زبان؛...
حیرت - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:29
در حیرتم که با زبان با تو چه می گویم که در دل،xa0 مخالف آنم.در حیرتم که به ظاهر دنبال تو میگردم ولی در باطن، گمشده های مادی و بی ارزشی دارم.در حیرتم که مهر منتظر به خود زده ام ولی در جستجوی یار غائب نیستم.در حیرتم که اسم خود را شیعه گذاشته ام ولی در عمل و رفتار حتی محب هم نیستم.در حیرتم که شب و روزم...
نگرانی - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:28
یادت هست که وقتی از ظلم و ستم یزیدیان به امام حسین(علیه السلام) شنیدی؛ آهی کشیدی و از ته دل گفتی خدا لعنت کند آنها را.اینک دنیا پر شده از ظلم وستم به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ و من نگران از اینکه جزء لعن شدگان باشم.
ای غایب از نظر - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:19
u200fاللهمَّ صلِّ و سَلِّم و زِد و بارِک علي صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَويَّةِ، والصّولَةِ الحَيدَريّةِ، والعِصمَةِ الفاطِميَّةِ، والحِلمِ الحسَنيَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَينيَّةِ، والعِبادَةِ السَّجّاديَّةِ، والمَآثِرِ الباقِريَّةِ، والآثارِ الجَعفَريَّةِ، والعلومِ الکاظِميَّةِ، والحُجَجِ الرَّضَويَّةِ...
مولای من - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:19
مولای من! رازهایت را با که می گویی؟ آیا شما نیز همچون جدتان با چاه نجوا می کنید. مولای من! سالهاست که تنهای تنهایید، همچون امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) که در میان فوج فوج انسان نماها هیچ کس را نمی توانستند بیابند که با او درد دل کنند. دردها و غمهایی که همین ما بر وجود شما نشانده ایم. ظلمها، آه...
از زبان انگشتر حضرت - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
از زبان انگشتر حضرت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0شنيده ايد كه مي گويند بعضي ها و يا بهتر بگويم بعضي چيزها چه عاقبت به خيرشده اند و چه تو فيقاتي بدست أورده اند.اري من xa0نيز شامل اين توصيف مي شؤم. من انگشتري هستم در دستان مبارك منجي قطب عالم ,اقايم را مي ...
بسمه تعالی - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
بسمه تعالياي محبوب دلها،مولاي من حضور گرمتان را دركنارم احساس ميكنم،چه بسيار كه در كشاكش زندگي سخت دوران غيبتتان،ناتوان و حيران انبوهي از سئوالات بي جواب ، بلكه نه!حتي با بودن جواب اما قاصر از بيان در قلبم و ذهنم و حتي چون بغضي در گلويم انباشته است؛و چنان با خود در گيرم و دنبال دليل و برهان كه فرزند...
سلام بر تو ای منجی بشریت - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 15:14
سلام برتوای منجی بشریتسلام برتوای خورشیدی که در پشت ابرگناهان امت پنهان شده ای و در غربت و تنهایی نظاره گر تمام لحظات زندگی ما هستی،سلام برتو ای عزیزدل زهرا تویی که مادرت در آن لحظه های سهمگین غمبار در میان شعله های آتش بادلی شکسته و رنجور از جهل مردمان و فتنه انگیزی دنیای فانی و بی رحم تو را صدا می...
السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایام - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 15:14
السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایامای برکت دهنده ی زمین من!امسال باخویش عهدکرده ام که هرگز در سرزمین قلبم بذری نکارم...هیچ بذری به جز بذر محبت تو, تورا که آرزویی شده ای برای من نه بذر محبت دنیا, نه بذر محبت مال,نه بذر... هیچکدام آری هیچکدام را نخواهم کاشت... من تنها بذرعشق تورا کشت خواهم کرد که...
ای محبوب دل ها - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 11:23
ای محبوب دل ها انتظار را چشیده ام ومنتظر رادیده ام چه می شود اگر امروز را فقط منتظر آمدن امامم باشم؟ چه می شود بشینم ومانند مادری نگران ازدیر کردن فرزندش ,برای هرچه زودتر آمدن امامم دعا کنم گویی تا چند لحظه دیگر...... ویالااقل تا آخر امروز او می آید..... شاید بتوانم حال مولا رادراین گذر قرن ها حس کن...

برچسب‌های مرتبط

درخت سرو | درخت چنار | درخت افرا | درخت صنوبر | درخت گلابی | درخت انار | درخت زندگی | درخت انبه | درخت بلوط | لبخند بزن